اسم ( جامد ، مُشتَق )
اسم ( جامد ، مُشتَق )
مشتق :
اسمی است که از کلمه دیگری ( فعل ) گرفته شده باشد و به هشت دسته تقسیم می شود که در نظام جدید اسم زمان صفت مشبهه و اسم آلت و ابزار حذف شده است و فقط با پنج دسته آن نیاز داریم
جامد :
اسمی است که از کلمه دیگری ( فعل ) گرفته نشده و جزء اسم های مشتق هم نباشد
انواع مُشتَقّ :
اسم فاعل و مفعول ، اسم زمان و مکان ، صفت مشبهۀ ، اسم مبالغه ، اسم تفضیل و اسم آلت
1 و 2 ) : اسم فاعل و اسم مفعول :
همان صفت فاعلی و مفعولی فارسی است برای ساختن آن اگر کلمه ای که اسم فاعل و مفعول از آن ساخته می شود مجرَّد باشد بر وزن خودش می آید .
مانند :
فاعل : عالِم ، عابِد ، قاتِل مَفعُول : معلوم ، معبود ، مقتول
نکته1 : اسم هائی مانند : خاصّ ، حادّ ، تامّ ، جارّ ، ضالّ ، دالّ عامّ ، که دو حرف از حروف اصلی آن همجنس است ، اسم فاعل مجرّد می باشد .
نکته2 : کلمه آخِر اسم فاعل مجرّد است که مونث آن آخِرَه می باشد .
نکته3 : فعلی که عین الفعل «دوّمین حرف اصلی» آن حرف ( واو ، ی ) باشد آن حرف در اسم فاعل به ( ئـ ) تبدیل می شود .
مانند : قائم ، قائل ، بائع ، غائب
نکته4 : اسم هائی مانند قاضِی ، راضِی ، فانِی ، هانِی ، شاکِی ، داعی . . . که حرف سوّم آن ( واو ، ی ) است اسم فاعل مجردند
اما اگر کلمه مورد نظر مزید باشد ، از مضارع ساخته می شود ابتدا حرف مُضارعه به ( مُـ ) تبدیل می شود اگر بخواهیم اسم فاعل بسازیم عین الفعل را کسره –ِ و در اسم مفعول عین الفعل را فتحه –َ قرار می دهیم .
مانند :
فاعل : مُعلِّم ، مُستَکبِر ، مُومِن ، مُتَقاعِد
مفعول : مُتعارَف ، مُستَضعَف ، مُتَّهَم ، مُودَّب
نکته5 : اسم هائی مانند : مُفید ، مُعین ، مُستَشیر ، مُربّی ، مُتَجلِّی ، مُتَعالِی ، اسم فاعل مزید و اسم هایی مثل : مُستَدام ، مُصطَفی ، مُراد ، مُجزّی ، مُعلّی ، مُستَجاب ، اسم مفعول مزید می باشند .
نکته6 : اسم هائی مانند : مُهِمّ ، مُصِرّ ، مُضِرّ ، اسم فاعل واسم هایی چون : مُنفَکّ ، مُنحَلّ و . . . مفعول مزید می باشند .
3 و4 ) : اسم زمان و اسم مکان :
بر دو وزن مَفعَل و مَفعِل می آید و از روی معنی آن در جمله مشخص می شود کدام اسم زمان و کدام اسم مکان است .
مانند : مَجلِس ، مَوقِع ، مَسکَن ، مَقصَد ، مَشرِق ، مَحفِل ، مَوضِع ، مَعبَد
نکته1 : علاوه بر دو وزنِ فوق ، وزن مَفعَله نیز وجود دارد که غالباً برای مکان استفاده می شود . مانند : مَدرَسة ، مَزرَعة ، مَقبَرة ، مَحکَمَه
نکته2 : اسم های مَأوَی ، مَنفَی ، مَجرَی ، مَقام ، مَطار ، مَجال ، مَبیت ، مَبیع ، مَسیر نیز مکان و زمان می باشد امّا قواعد خاصّ خود را دارد .
نکته3 : اسم هائی مانند مَقَرّ ، محَلّ ، مَفَرّ ، مَطبّ و . . . . اسم مکان بر وزن مَفعَل می باشد .
5) صفت مشبّهه
صفت مُشبهه : اسمی است که نشان دهنده صفتی نسبتاً ثابت و پایدار در کسی یا چیزی است . وزن های مهّم آن :
الف ) فعیل : صغیر ، کبیر ، قریب ، شَریف ، نَحیف
ب ) فَعِل : فَرِح ، نَزه ، کَسِل ، خَشِن
ج ) فَعل : سَهل ، صَعب ، شَیخ ، عَذب ، ربّ
د ) فَعَل : حَسَن ، یَبَس ، أحَد ، صَمَد
هـ ) فَعلان : عَطشان ، غَضبان ، سَکران ، جَوعان
نکته1 : داشتنِ وزن مشبهه به تنهائی برای یک اسم کافی نیست بلکه باید علاوه بر وزن معنی صفت نیز بدهد ، پس اسم هائی مانند : رَبِیع ، جَهل ، فَرَح ، کَسَل ، رَحم ، أمر و عَدل مشتق نیستند ، چون معنی صفت نمی دهند .
نکته2 : اسم هایی مانند : وصیّ ، علیّ ، زکیّ ، غنیّ و سخیّ صفت مشبهه بر وزن فَعِیل هستند .
نکته3 : صفت مشبهه وزن های دیگری نیز دارد . مانند :
فُعال : شُجاع فَیعِل : سیِّد ، مَیِّت ، کَیِّس ، جَیِّد فَعال : جَبان
نکته4 : وزن أفعل که مونّث آن فَعلاء باشد و معنی رنگ و عیب بدهد صفت مشبّهه است . دقّت کنید با اسم تفضیل اشتباه نشود . مانند :
أحمر حَمراء ، أبیَض بَیضاء ، أسوَد سَوداء
أعمَی عَمیاء ، أحمق حمقاء ، أعوَج عَوجاء
6 : اسم مبالغه :
اسمی است که فراوانی و زیادی صفتی را در موصوف نشان می دهد . وزن های آن:
الف ) فَعّال : جَذّاب ، کذّاب ، توّاب ، ستّار ، شَکّاک
ب ) فَعّالة : اَمّارة ، عَلّامة ، دوّاره
ج ) فَعُول : شَکور ، رَئوف ، غَفور ، عَجول ، عَدُوّ
نکته1 : مبالغه وزن های دیگری نیز دارد .
فِعّیل : صِدّیق ، ضِلّیل مِفعیل : مِعطیر ، مِسکین
فَعیل : رَحیم ، نَصیر فَیعُول : قَیُّوم فُعُّول : سُبّوح ، قُدّوس
7 : اسم تفضیل :
اسمی است که کم بودن یا زیاد بودن صفتی را نسبت به صفت دیگر بیان می کند . وزن های آن :
الف ) أفعَل ( مذکر ) : أفضل ، أعظم ، أعلَی ، أقوی ، أولَی
ب) فُعلَی ( مونّث ) : عُظمَی ، فُضلَی ، کُبری ، عُلیا ، دُنیا
نکته1 : اسم هایی مانند : أشدّ ، أقلّ ، أخصّ ، أهمّ و . . . . اسم تفضیل مذکر بر وزن أفعَل می باشد .
نکته2 : دو اسم خیر و شرّ اگر به معنی ( تر یا ترین ) باشد اسم تفضیل است.
مانند:
الباقیاتُ الصالِحاتُ خیرٌ لکُم : کارهای نیک برای شما بهتر است .
هُم شرُّ النّاسِ : آنها بدترین مردم هستند .
نکته3 : اگر بعد از اسم تفضیل ، حرف جَرّ « مِن » باشد معنی « تر » و اگر نباشد معنی « ترین » می دهد .
مانند :خَیرُ الامورِ أوسَطُها ( بهترین ) أنتَ أفضَلُ مِن علیٍ خُلقاً ( بهتر )
علی کارخانه